عز الدين حسينى زنجانى
59
معيار شرك در قرآن (فارسى)
و همچنين مىفرمايد : « أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ وَما يَشْعُرُونَ أَيّانَ يُبْعَثُونَ » « 1 » ؛ اينها مرده و از حيات بىبهرهاند و درك و شعور ندارند كه در چه وقت برانگيخته مىشوند . ! جهت دوم - كه جهت اصلى است - اين است كه فرمان و حجّتى از جانب خدا ( دربارهء پرستش بتها ) نازل نشده بود و دليل اين كه اين جهت ، جهت عمده و اصلى است اين است ، زمانى كه اذن و فرمان براى پرستش چيزى از آفريده شدگان برسد ، يا دستورى براى تذلّل و فروتنى در برابر سنگ و كلوخ صادر شود ، باز برگشت چنين اذنى به پرستش خداوند سبحان خواهد بود - كه شرح آن داده خواهد شد - . اين برعكس و خلاف جهت اوّلى است ؛ زيرا اگر فرض كنيم آنچه آنها مىپرستيدند ، از نظر سود و زيان مؤثّر بود و بتها دعاى بت پرستان را مىشنيدند و خواستههايشان را برآورده مىكردند باز عبادات آنها در مسير درست نبود ، چرا كه اين موجودات از خود استقلالى ندارند و برگشت هر سود و زيانى از سوى هر موجودى به خداوند سبحان است و زمام كارها همگى در دست قدرت و اختيار الهى و نشأت گرفته از قضا و قدر او بوده و همه در برابر ارادهء او متذلّل و خاشع هستند . وجود اثر از هر مؤثّرى تصحيح و تأييد كنندهء اين نيست كه به سوى او توجّه گردد و خدايى در برابر ذات لايزال الهى قرار داده شود . ايراد عمده بر اين قسم ، اذن و فرمان نداشتن از جانب خداوند است .
--> ( 1 ) . نحل ( 16 ) آيهء 21 .